آه از زلزله
اجتماعی و فرهنگی و هنری و ورزشی و شعر
اقراء ؛ " بخوان " ؛
اولين ندايي كه از ملكوت برآخرين پيامبر ( ص ) خداوند نازل شد ؛
اقراء ؛ بسم ربك الذي خلق ؛
كه هر آنچه هست و داريم از همين واژه نشات مي گيرد ؛ كه بدون آن ، انسان
اشرف ، خود را در مرتبه هايي نازل خواهد يافت ؛ آيا هيچ به اين انديشيده
ايم كه چرا خداوند متعال آغاز نداي آسمانيش را با آخرين رسولش ، با اين
واژه آغاز مي كند ؛ چه اهميتي در آن نهفته است ؛؟
سوره مباركه اي به نام " قلم " ؛ درقرآن ؛ فرقان ؛ و معجزه جاويد پيامبر خاتم ؛ و مطلع آن
ن ؛ والقلم ؛ " قسم به قلم " ؛
وما يسطرون ؛ " و آنچه به سطور در مي آورد " ؛
و اين چه " جايگاهي " است كه خداوند به آن " سوگند " ياد مي كند ؛
و بيشمار ؛ و بس بيشمار ؛ احاديث و رواياتي كه آويزه گوش همگي ما هست كه :
اطلب العلم ، من المهد الي الهد ؛
پس وظيفه ما چيست ؛؟ بعنوان مسلمان و شيعه ؛؟
آيا براي ما جاي شرمندگي نيست ؛ كه در ديار دارالعلم ، دارالعباده ؛ در سرانه مطالعه مطبوعات در كشور ؛ رتبه آخر داريم ؛؟!
" گزارش تصويري يكي از شورانگيزترين مراسم مذهبي كشور "
شرح موجزي كه ذيلا ملاحظه ميفرماييد ، بيان كلي ماجراي جانسوز شهادت حضرت سلطان علي بن محمد باقر ( ع ) ، ( فرزند بلافصل امام محمد باقر ( ع ) و برادر بزرگوار امام جعفر صادق ( ع ) و عمو و پدر زن امام موسي كاظم (ع ) ) و يكي از چهار امامزاده لازم التعزيم وكاملا مستند كشور ميباشد ، كه درسال 116 هجري قمري در منطقه مشهد اردهال از توابع كاشان ( چهل حصاران قديم ) توسط عمال خليفه اموي ، هشام بن عبدالملك ، همانند جد بزرگوارشان امام حسين ( ع ) سرازبدن مباركشان جدا ميگردد .
(لازم به توضيح است ، نگارنده كه شخصا با حضور در مراسم شاهد برگزاري باشكوه و با شور و حالي بي نظير ، با حضور قريب به يك ميليون زائر مشتاق از سراسر كشور بوده ، با تحقيق از پيران محلي و برخي منابع موجود ، اين كليات را جهت اطلاع مخاطبان گرامي بيان نموده است . )
خلاصه ماوقع :
" شهر رمضان الذي انزلت فيه القران هدي لناس و بينات من الهدي والفرقان "
رمضان ماه نزول قران و هدايت انسانهاست .
رمضان ماه ميهماني خدا و ماه نزول الطاف و بركات الهي است .
رمضان ماهي است سراسر خير و رحمت و سلامت ، ماهي كه شب قدر در آن قرار دارد كه :
" ليله القدر خير من الف شهر "
شبي كه به قول الهي سراسر بركت و سلامت است كه :
" سلام هي حتي مطلع الفجر "
تحليلي نو بر نمايشهاي يازدهم سپتامبر
خودزني دولتمردان ايالات متحده در يازده سپتامبر 2001 با حمله انتحاري به برجهاي دوقولو ، اگر چه وسيله اي بود براي انحراف افكار عمومي دنيا و بخصوص ملت آمريكا، در راستاي توجيه فعاليتهاي برنامه ريزي شده بعدي همچون حمله به عراق و افغانستان و اشغال طولاني مدت اين دو كشور براي كنترل اوضاع و كسب منافعشان در منطقه و ليكن موضوعي بود كه تا اين لحظه همواره عمدي بودن آنرا انكار نموده و گروههاي تروريستي را عامل آن مي خوانند، و چه بسا با گذشتن چند دهه از ماجرا و تغيير اوضاع و شرايط جهاني و احتمالا در نبود مسببان اصلي آن كه همان چهره هاي مطرح كنوني ايالات متحده هستند ، همچون بسياري اتفاقات سالهاي دورتر گذشته بطور رسمي پرده از اين رسوايي برداشته شود
بسياري اكتشافات و اختراعات مهم و تاثيرگذار در تمامي اعصار با يافتن يك سرنخ بعضا جزئي از جانب انسانهايي خلاق و متفكر كه معمولا با ديدي متفاوت از افراد عادي اجتماعات به دنيا و پديده هاي آن مي نگرند به سرانجام رسيده ؛ بيماري مالاريا ساليان سال جان بسيار انسانهايي را در سرتاسر كره خاكي مي گرفت، بطور ناگهاني علائمي در افراد بروز مي كرد مانند تب و لرزهاي شديد و در مدت كوتاهي جان خود را از دست مي دادند واين معمايي بود كه ذهن دانشمندان بسياري را در تمام دنيا به خود معطوف كرده بود ، و معماي هر چند ساده ، تا حل نشود ميتواند بزرگترين و پيچيده ترين مسئله دنيا دانسته شود؛ولي آنچه منجر به كشف عامل بيماري سپس نجات جان ميليونها انسان گرديد ، نگاه متفاوت فردي با فكري خلاق و متفاوت بود كه در منطقه اي با شرايط بسيار مستعد براي شيوع و بروز بيماري كه آنرا مبدل به بزرگترين معضل آن منطقه از دنيا كرده بود ، ازبين رفتن ناگهاني بيماري و يا كاهش غير قابل پيش بيني آن ، او را به تفكر واداشت تا بي تفاوت از كنار آن رد نشود و در جستجوي سرنخها و پديده هاي پيرامون، هم زماني خشك شدن مردابي در منطقه را با كاهش شديد آمار بيماري داراي ارتباط يافت و همين سرنخ كافي بود كه در مدتي بسيار كوتاه نسبت به ساليان دراز وجود معما ، او و ديگران را به عامل بيماري كه همان پشه معروف آنوفل بود برساند ، و معمولا با يافتن علت مشكل قسمت عمده اي از راه رسيدن به پاسخ معما برداشته مي شود.

محسن اختياري :" وما من بليه الا ولله فيها نعمت تحيط بها " هيچ دشواري نيست مگر نعمتي محيط برآن ؛چه بسيارند نعمتها در پوششي از نقمتها ، ناشي از سرچشمه لايزال رحمت ، و ليك از مسلك بي بديل حكمت .
از منظري آدمي را به قلم تشبيه مي كنند ، قلمي كه هر از چندي در كوران كار و گاه در غفلت روزمرگيها ، آنچنان ساييده و فرسوده گرديده كه اگر چه تنومند و چه بسا سالم وليكن عاري از آفرينش و كارايي ، و اين قلم تراش مي خواهد كمي دشوار ، كه تن خود را به تيغ بسپارد تا زوائد را بزدايد و مغز را صيقل دهد آنچنانكه نظاره منظرش نيز كارايي و كارآمدي را فرياد مي زند ، و اين تراش در زندگي آدميان نيست مگر آنچه در ظاهر دشواريهاي زندگي و رنج گذراست در بي ثباتي ايام .
اهل دانشي، روزمرگي را قاتل انديشه مي داند ، و به حقيقت آنچه به زندگي آدمي معنا مي بخشد حركت است . آنگاه كه رود از كوهساران به راه مي افتد ، خروشان و غران ، سرزنده و شاداب ، آنچه از خس و خاشاك در مسير است مي زدايد و گاه صخره ها را از پيش بر مي دارد ، در پي هدفي ، تاخود را به سرمنزل مقصود وبه اصالت دورمانده خويش برساند ، درياي بي منتها . نظاره اين حركت و خروش خود نشاط بخش است؛ اما مرداب، مي ماند و مي خوابد و وزغ مي خواند و مي گندد ، هيچ سرانجامي نخواهد بود مگر فساد و تباهي ، و آواي شوم مرگ از بوف مرداب ، در سكون و سكوت نيمه شبهاي تاريك مرداب .
و آدمي را هيچ دشواري و سختي نخواهد بود ، مگر از باب امتحان يا از در رحمتي نهفته در پي حكمتي كه درس بياموزد و تجربه بيندوزد و بزرگ شود ، از براي روزهايي كه دشواري از جنس واقعيت است ، و اين وعده استوار الهي كه " ان مع العسر يسري ".
بزرگترين پيشگويي قرن بيستم
درهياهوي جنجالها و كشمكشهاي دنيوي ، بخصوص در نيمه دوم قرن بيستم و بعد از جنگهاي جهاني ويرانگر ، از اين ميان دو ابرفدرت سر برآوردند و گوي از ديگران ربودند و در واپس ماندگي ديگران خود را بعنوان قدرتهاي ظاهرا برتر بر ديگران تحميل كردند ، و ديگران اين موضوع را پذيرفتند و تحت الشعاع رقابت ايندو قرار گرفتند ، رقابتي كه نه مانند اشتباه ديگران در جنگهاي جهاني مايه هلاكت و فلاكت شد كه حتي در برخي زمينه ها رقابتي بود زمينه ساز پيشرفت و قدرت بيشتر ، و رقابتي كه در تمامي عرصه ها خودنمايي مي كرد ، از ورزش و فرهنگ و علم گرفته تا مسئله اصلي و مايه گمراهي و خودخواهي هاي انسان يعني قدرت ، در يك سو كمونيستهاي نوظهور و بي ريشه كه سريع ريشه مي دواندند و با گفتمانهاي پر طمطراق و عوامفريبانه در قسمتهاي بسياري از دنيا پيشرفتند و اذهان جوامع را تحت سيطره افكار خود درآوردند ودر آنسو ابرقدرتي كه كمترين دخالت و آسيب را از جنگهاي ويرانگر ديده بود و تازه نفس در كنار دود و آتش و جنگ ، تماشاگر ديگران بود و ناگاه سر برآورد ؛ رقابت در همه چيز بود از فتح فضا و ماه كه ابرقدرت شرق در سال 1961 اولين انسان را به فضا فرستاد تا ابرقدرت غرب كه دراين رقابت در 1969 اولين انسان را بر ماه نشاند ؛ و روي اصلي سكه پايگاهها و پيشرفتهاي فضايي و سلاحها و موشكها و ديگر جنگ افزارهاي مدرني بود كه روز به روز مجهز تر مي شد ، و منافع يكديگر را هدف قرار داده ، آماده شليك بودند ؛ جنگي سرد.